محل تبلیغات شما

امروز هیچ کاری جز خیالبافی نکرده‌ام. خوانده‌ام و اسکرول کرده‌ام. بالا و پایین برده انگشتان و چرخ دنده زیرش، مهمترین رسالت بشری‌ام بوده. عبث‌‌ترین و دلچسب‌ترین‌ها.

 این روزها حسابی درگیرم. فکر می‌کنم و ای کاش‌هایی را زمزمه می‌کنم که دوستشان ندارم‌ و نمی‌خواهم اتفاق بیفتند. فقط دوست دارم برای مدت نامعلومی به آنها فکر کنم و خیال ببافم . مانده‌ام در تناقضی عجیب بین خواستن و نخواستن. عجیب‌تر اینکه بابت این فکرها بعد از مزه مزه کردن لذتش، اساسی با خودم به جنگ می‌روم.

مثل پاسبانی که مچ نابکار را سر بزنگاه گرفته، مچ خودم را می‌گیرم که دارم خیالبافی بیهوده می‌کنم‌. می‌خواهم به شماتت و دستگیری و این دردسرها فکر کنم اما قسر در می روم. در واقع دوربین را پایین میاورم که ادامه ندهم. این را از فیبی والری کارگردان سریال #fleabag یاد گرفته‌ام که آنقدر به هوش و تهورش حسودی کرده‌ام که نگویید و نپرسید.

خلاصه این روزها ما بر شانه عبث‌ترین اما دلچسب‌ترین فکرها نشسته‌ام. دوستشان دارم اما تا بتوانم از دستشان فرار می‌کنم. شاید اگر کمی جرات پیدا کردم درباره‌اشان نوشتم .

نشسته بر شانه عبث‌ترین‌ها

من گرگی خیال‌بافم

حرفهایم از دهان می‌افتند

می‌کنم ,فکر ,فکرها ,روزها ,شانه ,مزه ,بر شانه ,فکر کنم ,دوربین را ,را پایین ,پایین میاورم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها